![]() |
![]() |
|
|
مطلب قبلي رو در مورد ازدواج نوشته بودم . بعضي از دوستان هم توي نظراتشون
شايعه بله ديگه ي بنده رو داشتن مطرح مي كردن . حالا توي اين مطلب مي خوام
انواع قبر ها رو معرفي كنم . شايد بعضي ها بگن بابا آخه اين هم موضوع بود
مطرح مي كني . براي اون ها هم جواب دارم . كل مطلب رو بخونن مي فهمن .
انواع قبر : ولي از همه انواع اين قبر ها كه بگذريم توي قبر ها همه تنگ و
تاريك هست . فقط مرده هست و قبر . شايد فشار قبر . شايد فرشتگان خدا نكير
و منكر عليهم السلام . اونجا خبري از بخشش و بي خيال شدن نيست . شانس
بياريم حضرت علي عليه السلام بعد از كلي فشار قبر بياد بالاي سرمون و به
دادمون برسه . خود حضرت در نهج البلاغه قبرستون رو خيلي جالب وصف كردن .
اگر بتونم شماره خطبشون رو براتون ميگذارم . نتيجه گيري : با آرزوي زندگي موفق و آخرتي سبز به دليل
مراجعه ي بعضي از دوستان به اين پست (از طريق موتور هاي جستجو) چند شعر با
مضامين مربوط به وفات و مرگ در ادامه مطلب قرار ميدم . سعي مي كنم اشعار
بهتري رو هم پيدا كنم و هر از چند گاهي اينجا قرار بدم . (منبع مشخص نيست) وه ! كه هر گه كه سبزه در بستان بدميدى چو خوش شدى دل من بگذار اى دوست تا به وقت بهار سبزه بينى دميده از گل من ******************************* سه تار مطرب شوقم گسسته سیم جانسوزم شبان وادی عشقم شکسته نای نالانم (شهریار) ******************************* مرید مکتب عشقم، شکفته طبع دمسازم کنیز درگه شعرم، سپرده جان جانانم (خاطر) ******************************* خرم آن روز کزین غمکده پرواز کنم از پس مرگ حیاتی دگر آغاز کنم باغ جان پر گل و من خسته به زندان تنم زندگی یابم اگر پنجره ای باز کنم ******************************* گلچین روزگار عجب خوش سلیقه است می چین آن گلی که به عالم نمونه است ******************************* چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد پر و بال ما ببستند و در قفس گشودند چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد ******************************* دیدی ای دل که خزان با گل و گلزار چه کرد تیغ طوفان بلا با گل بی خار چه کرد شعله شمع به آرامی و مظلومی سوخت داغ آن با دل پروانه بی یار چه کرد ******************************* آدمی را غم همین بس نام با کام از کف دهد ورنه انسان و جاده عهد دیرین رجعت بسته اند... ******************************* رفتی ز دیده و داغت به دل ماست هنوز هر کجا می نگرم روی تو پیاست هنوز آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو نام نیکت همه جا ورد زبانست هنوز ******************************* قسم به جامعه ای پاکی که از مهرت به تن دارم فراموشت نخواهم کرد تا جان در بدن دارم ******************************* رفت آن یار داغ و صد اندوه به دل داغدار یار نهاد ما پس ز ماندگان قافله ایم او به منزل رسید و بار نهاد ******************************* تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود غم و اندوه توام در دل و جان خواهد بود ******************************* یك چند به كودكی ، به استاد شدیم یك چند ز استادی خود شاد شدیم ! پایان سخن شنو كه ما را چه رسید از خاك برآمدیم و بر باد شدیم !! ******************************* اتحه ای چو آمدی بر سر ی خسته ای بخوان لب بگشا که میدهد لعل لبت به مرده جان آنکه به پرسش آمدو فاتحه خواند و میرود گو نفسی که روح را میکنم از پی اش روان ******************************* گلی بودم چه وقت چیدنم بود جوان بودم چه وقت چیدنم بود ******************************* افسرده دلی خسته در این خلوت خاموش او زاده غمهای جهان بود گشت فراموش ******************************* چون مرده شوم خاک مرا گم سازید احوال مــرا عبرت مــردم سازید خاک تن من به باده آغشته کنید وز کـالبدم خشت سر خم سازید ******************************* گر به خانه من آمدی برای من ای مهربان ، چراغ بیار و یك دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم! ******************************* مردن آن نیست که در خاک سیاه دفن شوم مردن آن است که از خاطر تو با همه خاطره ها محو شوم ******************************* تا بودم ای رفیق ندانستی که کیستم روزی به سراغ حال من آمدی که نیستم ******************************* بر سنگ مزارم بنویسید آشفته وسرد و خاموش همه دنیا كرده اند مرا فراموش فراموش ******************************* نیه باخرسان منم کیمی من باخاردم سنین کیمی یاتاجاقسان منم کیمی باخاجاقلار سنین کیمی! ******************************* چو بر خاکم بخواهی بوسه دادن رخم را بوسه ده کاکنون همانم ******************************* چو رخت خویش بر بستم از این خاك همه گفتن با ما اشنا بود ولیكن كس ندانست این مسافر چه كفت و با كه گفت و از كجا بود ******************************* مرغ دل پر میند تا زین قفس بیرون شود جان بجان امد توانش تا دمی مجنون شود کس نداند حال این پروانه دلسوخته در بر شمع وجود دوست اخر چون شود ******************************* بنویسید بعد مرگم روی سنگ با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ اینکه اینجا خفته در این گور سرد بودنش را هیچ کس باور نکرد |
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 16:44 توسط علي |
|
براي گرفتن ساعت هاي ديگه اينجا كليك كنيد
اگر ديديد نمي تونيد نظرات رو ببينيد روي گل كوچولوي
( |
|
صفحه نخست پست الكترونيك من نامه آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
نو مي شوم ، به سنت بهار
سبز مي شوم ، به سنت دشت لطيف مي شوم ، به سنت باران تا روزي كه باران رحمت بهار ، دشت سبزمان را گل باران كند. |
| مطالب اين روزها |
|
دست نوشته های تنهایی 1 انتخابات 40 حديث از حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها امام حسين دموكراتيك قدم فرسايي زيرآب زني دينداري و اظهار شعور حسيني واقعا بي ربط اشتباه یا .... |
| پيوندهاي روزانه |
|
احاديثي از امام حسين عليه السلام روياگر (آموزش و استاندارد هاي وب) ليست و فهرست حزب هاي قرآن كريم ديدن صورت حساب موبايل نمونه بانک اطلاعاتی asp.net نماز شب آرشيو پيوندهاي روزانه |
| آرشيو موضوعي |
|
جملات كوتاه سفرنامه مراسم ها تحليل فيلم نسبتا سياسي شعر ها |
| بلاگ هاي شخص خودم |
|
گاهي سنگ صبور |
|
RSS
|
