دردي بزرگ

دردي مرا سخت فرا گرفته است.
آيا بايد گريست !
دلتنگي را چاره اي ديگر است ؟!
خدايا تا كي اينگونه است !؟
در قرني و عصري كه آن را آخر دنيا مي خوانند !
گريستم !
چه سود ؟ ....
فلسطين ما ...

فيزيك ،‌متا فيزيك و ترنس فيزيك

تصميم گرفتم در چند جمله ي كوتاه دو جهان رو توضيح و اگر تونستنم روزي به صورت اجمالي اين جهان ها رو تصوير كنم .
خلقت تا اونجا كه مي دونيم به 2 لايه تقسيم ميشه : شهود و غيب ( فيزيك و ترنس فيزيك)

فيزيك : اين طبقه به 2 بخش عمده ي فيزيك (لايه صفر) و متا فيزيك (لايه هاي 7 گانه) تقصيم ميشه .
از موارد قابل بيان در اين دو لايه مي توان به موارد زير اشاره كرد :
لايه صفر:‌ جهان قابل شهود مانند زمين و كرات آسماني و ملحقات آن و جهان هاي چند بعدي (در صورت اثبات كه البته به جهت محدوديت در خلقت فيزيكي ما كه به ابعاد 3 گانه محدود هستيم براي ما قابل رويت نيست اما براي ابعاد بالا تر ما قابل رويت هستيم). وسيله ي حركت در اين جهان قدم برداشتن و سير زميني است .
متا فيزيك : لايه اثيري و لايه هاي ديگر كه در صورت حساسيت در چاكرا ها و عبور از پرده ي چيدآكاش در چاكراي 6 قابل لمس و مشاهده هستند . اين جهان در خواب ها و روياهاي صادقه قابل ديدن است و با خروج كالبد اختري (جسم 6) مي توان در آن سير نمود . اين جهان حوزه ي ورود عرفان هاي اسپيريچوال (spiritual) و محل حضور اساتيد حوزه جهان هاي متافيزيكيست . حضور فرشتگان نگهبان در اين لايه احساس مي شود. وسيله ي حركت در اين جهان ها پرواز و اراده ي حضور است .
خصوصيات كلي فيزيك : شياطين در اين حوزه به اغوا گري مي پردازند و انسان ها و موجودات اين طبقه (مانند جنيان) در اين طبقه تكامل پيدا مي كنند.

ترنس فيزيك : اين طبقه را در اصطلاح غيب نيز مي گويند . اين جهان محل حضور ارواح پس از مرگ ، فرشتگان محاسب ، عوالم 6 گانه ي غيب ، برزخ ، بهشت و دوزخ  هست . مشاهده ي اين جهان با تمرين هاي عبادي در حوزه ي اديان امكان پذير است . شياطين در اين منطقه مانند انسان ها به عقاب اعمال مشغولند .

يك پيشنهاد : براي شناخت استاد توجه داشته باشيد آيا اين استاد شما را از حوزه ي فيزيك به سمت ترنس فيزيك هدايت مي كند يا شما را به حضور و بقا در حوزه ي فيزيك و متا فيزيك ترقيب مي نمايد . اگر استاد با رهنمود هاي خود شما را پايبند به جهان هاي تحتاني و فيزيك نمود ،مسير كمال را بسته و حضور شما را در جهان ترنس فيزيك به خطر انداخته است .
يك نكته : انسان موجوديست كه در هر لحظه در هر 2 جهان و به عبارتي در تمام لايه هاي فيزيك ، متافيزيك و ترنس فيزيك حضور دارد .

شادكام و قدرتمند باشيد

توكل و تامل

راستش چند روزي هست كه ناخوش شدم و نه مي تونم درست و حسابي كار كنم ، نه درست و حسابي بخوابم و نه درست و حسابي زندگي كنم . اگر امروز هم ماساژ هاي بابا نبود الان همين چند كلمه رو هم از شدت درد سر نمي تونستم بنويسم . بماند. اون چيزي كه خيلي ذهن من رو به خودش مشغول كرده و موجب شده تا اين مطلب رو بنويسم 2 تا مساله هست. 2 تا مساله كه ميشه گفت ربط آنچناني هم به هم ندارن.
اولين مطلب كاملا مذهبي هست . روز جمعه در سريال حضرت يوسف عليه السلام ، نشون داد كه اون حضرت ترك اولا كرد و از غير از خدا كمك خواست و به سبب همين كار و با توجه به آگاهي از عملش درست بعد از انجام ، خداوند ايشون رو 7 سال ديگه در زندان نگه داشت . راستش اون كه خيلي ذهن من رو مشغول كرده كاري هست كه ما هميشه انجام ميديم ، كمك خواستن از غير از خدا.
يعني فكر مي كنيم خدا به اندازه ي رئيس فلان سازمان يا مثلا مدير فلان موسسه قدرت نداره. شايد هم فكر مي كنيم نبايد اين چيزا رو از خدا خواست . شايد يادمون رفته كه خدا هميشه حاضر و ناظر هست واگر از اون كمك بخواهيم و تقلا نكنيم خدا خودش كار ها رو درست مي كنه .
همه جا مي گن اگر پارتي نداشته باشي نميشه . خوب پارتي بزرگ تر از خدا هم ميشه پيدا كرد ؟ آدم هاي زيادي هستن كه فقط پارتيشون خداست و بس.
البته در اين بين نبايد قواعد توكل رو از ياد برد . جريان
زنخدان فرو برد چندي به جيب
كه پيلان نخوردند روزي به غيب
رو هم بايد در نظر گرفت . نبايد نشست و دست روي دست گذاشت كه كارها خودش درست بشه . مثلا اگر مي خواهيم جايي استخدام بشيم بايد فرم رو پر كنيم ، تخصص لازم رو كسب كنيم و در نهايت از خدا بخواهيم راه رو براي استخدام باز كنه. اگر هم نشد بايد بدونيم وكيلي كه گرفتيم خيلي قوي تر از اين حرفاست كه بيخودي دست ما رو از كار ببره. مطمئنا چيزي ديده كه راه مثلا استخدام رو هموار نكرده .
پس خدا رو وكيل مي گيريم و كاري رو شروع مي كنيم و در هر لحظه خير و بركت رو از خدا طلب مي كنيم و در نهايت هم يادمون مي مونه كه خدا از همه قدرتمند تره.

دومين مطلب تقريبا سياسيه . از وقتي چشم باز كرديم حرف هاي مردم رو شنيديم . از غرهايي كه مي زنن و ضد و نقيض هاي كه ميگن و ... . تازگي ها هم كه به لطف اينترنت و موبايل بازار اين حرف ها داغتر شده و از پيامك گرفته تا PM و بلاگ همه دست به دست هم داده تا به حرفهاي اين چنيني دامن بزنه.
اما بحث من اينجا فقط اشاره به عملي به نام «دقت» هست . چيزي كه خيلي ها به اون توجهي نمي كنن. ما ساكن كشوري به اسم ايران هستيم . مردمان هر كشور اگر عاقل و خير خواه باشن و اگر به اعتلاي كشورشون فكر كنن حرف هاي سنجيده مي زنن و اعمالي در راستاي پيشرفت و بالندگي كشورشون انجام مي دن. اما بزرگ ترين بلايي كه سر يه مملكت مياد بي دقتي و اعتماد به دشمنان اون كشور هست .
يه سوال كاملا صريح و منطقي : كدوم دشمني خيرخواه دشمنش هست ؟؟‌ كدوم دشمني به فكر بالندگي و سرافرازي دشمن خودش هست ؟؟
يعني دوستان به اين 2 تا سوال ساده نمي تونن جواب بدن ؟؟ ميتونن  . دشمن اسمش روش هست . دشمن كسي است كه جز شر براي طرف مقابلش نمي خواد . كم نديديم دشمني دشمنان رو در سالهاي پر درد اين مملكت ، در سالهاي جنگ . بعضي ها يادشون نيست اون موقعي كه 10 تا هواپيماي فرانسوي با خلبان فرانسوي آسمون تهران رو اشغال كرده بودن و كودكان رو بي پدر و مادر و مادران رو بي فرزند مي كردن . بعضي شايد نبودن اون موقعي كه بمب هاي امريكايي و آلماني روي سر مردمان غرب و مركز ايران پايين مي اومد . شايد بعضي ها يادشون رفته همين خيرخواهان اين مملكت ميليارد ها دلار پول ايران رو بلوكه كردن و 30 سال هست به عناوين مختلف از حقوق بشر گرفته تا جنگ اين كشور رو محدود مي كنن.
يادمون باشه ، وسط دعوا كسي خير طرف مقابل رو نمي خواد . اگر هم قيافه ي حق به جانب گرفته ميشه و حرف هاي مثلا خيرخواهانه زده ميشه در جهت تضعيف و شكست طرف مقابل هست . يادمون نره اگر كسي خير ما رو مي خواد بايد در جهت پيشرفت اين كشور گام برداره و نه در جهت پسرفت و نابودي .
يادمون نره طرفداري از كشور و مملكت خود آدم يك ارزش هست و دشمني و سنگ دشمن رو به سينه زدن جز عملي بي ارزش و غير قابل قبول چيزي نيست .
با اميد به دقت و توجه همه ي دوستان .