راستش چند روزي هست كه ناخوش شدم و نه مي تونم درست و حسابي كار كنم ، نه درست و حسابي بخوابم و نه درست و حسابي زندگي كنم . اگر امروز هم ماساژ هاي بابا نبود الان همين چند كلمه رو هم از شدت درد سر نمي تونستم بنويسم . بماند. اون چيزي كه خيلي ذهن من رو به خودش مشغول كرده و موجب شده تا اين مطلب رو بنويسم 2 تا مساله هست. 2 تا مساله كه ميشه گفت ربط آنچناني هم به هم ندارن.
اولين مطلب كاملا مذهبي هست . روز جمعه در سريال حضرت يوسف عليه السلام ، نشون داد كه اون حضرت ترك اولا كرد و از غير از خدا كمك خواست و به سبب همين كار و با توجه به آگاهي از عملش درست بعد از انجام ، خداوند ايشون رو 7 سال ديگه در زندان نگه داشت . راستش اون كه خيلي ذهن من رو مشغول كرده كاري هست كه ما هميشه انجام ميديم ، كمك خواستن از غير از خدا.
يعني فكر مي كنيم خدا به اندازه ي رئيس فلان سازمان يا مثلا مدير فلان موسسه قدرت نداره. شايد هم فكر مي كنيم نبايد اين چيزا رو از خدا خواست . شايد يادمون رفته كه خدا هميشه حاضر و ناظر هست واگر از اون كمك بخواهيم و تقلا نكنيم خدا خودش كار ها رو درست مي كنه .
همه جا مي گن اگر پارتي نداشته باشي نميشه . خوب پارتي بزرگ تر از خدا هم ميشه پيدا كرد ؟ آدم هاي زيادي هستن كه فقط پارتيشون خداست و بس.
البته در اين بين نبايد قواعد توكل رو از ياد برد . جريان
زنخدان فرو برد چندي به جيب
كه پيلان نخوردند روزي به غيب
رو هم بايد در نظر گرفت . نبايد نشست و دست روي دست گذاشت كه كارها خودش درست بشه . مثلا اگر مي خواهيم جايي استخدام بشيم بايد فرم رو پر كنيم ، تخصص لازم رو كسب كنيم و در نهايت از خدا بخواهيم راه رو براي استخدام باز كنه. اگر هم نشد بايد بدونيم وكيلي كه گرفتيم خيلي قوي تر از اين حرفاست كه بيخودي دست ما رو از كار ببره. مطمئنا چيزي ديده كه راه مثلا استخدام رو هموار نكرده .
پس خدا رو وكيل مي گيريم و كاري رو شروع مي كنيم و در هر لحظه خير و بركت رو از خدا طلب مي كنيم و در نهايت هم يادمون مي مونه كه خدا از همه قدرتمند تره.
دومين مطلب تقريبا سياسيه . از وقتي چشم باز كرديم حرف هاي مردم رو شنيديم . از غرهايي كه مي زنن و ضد و نقيض هاي كه ميگن و ... . تازگي ها هم كه به لطف اينترنت و موبايل بازار اين حرف ها داغتر شده و از پيامك گرفته تا PM و بلاگ همه دست به دست هم داده تا به حرفهاي اين چنيني دامن بزنه.
اما بحث من اينجا فقط اشاره به عملي به نام «دقت» هست . چيزي كه خيلي ها به اون توجهي نمي كنن. ما ساكن كشوري به اسم ايران هستيم . مردمان هر كشور اگر عاقل و خير خواه باشن و اگر به اعتلاي كشورشون فكر كنن حرف هاي سنجيده مي زنن و اعمالي در راستاي پيشرفت و بالندگي كشورشون انجام مي دن. اما بزرگ ترين بلايي كه سر يه مملكت مياد بي دقتي و اعتماد به دشمنان اون كشور هست .
يه سوال كاملا صريح و منطقي : كدوم دشمني خيرخواه دشمنش هست ؟؟ كدوم دشمني به فكر بالندگي و سرافرازي دشمن خودش هست ؟؟
يعني دوستان به اين 2 تا سوال ساده نمي تونن جواب بدن ؟؟ ميتونن . دشمن اسمش روش هست . دشمن كسي است كه جز شر براي طرف مقابلش نمي خواد . كم نديديم دشمني دشمنان رو در سالهاي پر درد اين مملكت ، در سالهاي جنگ . بعضي ها يادشون نيست اون موقعي كه 10 تا هواپيماي فرانسوي با خلبان فرانسوي آسمون تهران رو اشغال كرده بودن و كودكان رو بي پدر و مادر و مادران رو بي فرزند مي كردن . بعضي شايد نبودن اون موقعي كه بمب هاي امريكايي و آلماني روي سر مردمان غرب و مركز ايران پايين مي اومد . شايد بعضي ها يادشون رفته همين خيرخواهان اين مملكت ميليارد ها دلار پول ايران رو بلوكه كردن و 30 سال هست به عناوين مختلف از حقوق بشر گرفته تا جنگ اين كشور رو محدود مي كنن.
يادمون باشه ، وسط دعوا كسي خير طرف مقابل رو نمي خواد . اگر هم قيافه ي حق به جانب گرفته ميشه و حرف هاي مثلا خيرخواهانه زده ميشه در جهت تضعيف و شكست طرف مقابل هست . يادمون نره اگر كسي خير ما رو مي خواد بايد در جهت پيشرفت اين كشور گام برداره و نه در جهت پسرفت و نابودي .
يادمون نره طرفداري از كشور و مملكت خود آدم يك ارزش هست و دشمني و سنگ دشمن رو به سينه زدن جز عملي بي ارزش و غير قابل قبول چيزي نيست .
با اميد به دقت و توجه همه ي دوستان .