اعدام با چوبه دار
اين چند روز كه مثلا دارم براي امتحانات مي خونم ، هر دم از راه خبري مي رسد . مثلا يكي از خبرهايي كه احتمالا سر من و خانم «ع د» رو به باد خواهد داد اينكه ترم بعد سيستم ارائه نميشه و به جاي اون گسسته ارائه ميدن ، سيستم رو هم ترم آخر ارائه مي كنن. خدا به من يكي كه رحم كنه . چون قول داده بودم كه جورش كنم (خدا از سر تقصيرات رئيس گروه قبلي بگذره)
از همه اين حرف ها گذشته عوامل اعدام كننده بنده احتمالا سيد «م ع» رو هم در مرحله بعدي اعدام خواهند كرد . يعني وقتي مراسم من داره برگزار ميشه سيد بايد نماز آخر رو بخونه . ميگيد چرا ؟ خوب معلومه سزاي كسي كه جزوه ي مرتب و منظم رو ببره و يه جزوه ي له شده و مچاله شده پس بياره مگه چيزي غير از مرگ با چوبه ي داره . شايد گناه سيد كم تر از گناه من نباشه كه سيستم رو نتونستم جور كنم
از همه اين حرف ها كه بگذريم جلسه ارائه مباحث وقتي من داشتم مبحث شيرين شناسايي غدد سرطاني (سرطان سينه) رو توضيح ميدادم ديدني بود. پسر ها كه ساكت نشسته بودن گوش مي كردن . ولي خانم ها ، خود استاد كه با جديت تمام بحث رو پي گيري مي كرد ، بعضي از دوستان خجالت مي كشيدن ، بعضي ها خيلي (مثلا) بي تفاوت و جدي بودن و بعضي ها هم لبخند مي زدن (مخصوصا اونجا كه روي عكس راديولوژي از سينه تمركز كرده بودم ) . تا حالا يه همچين مبحثي ارائه نكرده بودم و برخورد بچه ها برام جالب بود .
بماند . در هر صورت من كه هنوز درس خوندن رو شروع نكردم و فقط دارم به كارهاي عقب مونده مي رسم. تا خدا چي بخواد
نتيجه گيري :
نتيجه اخلاقي : آدم بايد امانت دار و خوش قول باشد
نتيجه سياسي : همه مديران به فكر زيردستان هستند؟؟؟
نتيجه ديني : الذين (مومنون) هم لاماناتهم و عهدهم راعون
نتيجه هنري : بعضي جزوه ها مثل ثابلوي شام آخر هستن !
نتيجه اجتماعي : ارائه بعضي مطالب در اجتماع موجب برخورد هاي متفاوت مي شود.
نتيجه تاريخي : هميشه آدم ها براي چيزهاي مهم اعدام نمي شدند.
نتيجه پزشكي : بعضي از مباحث پزشكي ضايع هستن
نتيجه گروهي : گروه كامپيوتر متحول مي شود!!!!
اميدوارم كه همگي تو امتحانات موفق باشيد
از همه اين حرف ها گذشته عوامل اعدام كننده بنده احتمالا سيد «م ع» رو هم در مرحله بعدي اعدام خواهند كرد . يعني وقتي مراسم من داره برگزار ميشه سيد بايد نماز آخر رو بخونه . ميگيد چرا ؟ خوب معلومه سزاي كسي كه جزوه ي مرتب و منظم رو ببره و يه جزوه ي له شده و مچاله شده پس بياره مگه چيزي غير از مرگ با چوبه ي داره . شايد گناه سيد كم تر از گناه من نباشه كه سيستم رو نتونستم جور كنم
از همه اين حرف ها كه بگذريم جلسه ارائه مباحث وقتي من داشتم مبحث شيرين شناسايي غدد سرطاني (سرطان سينه) رو توضيح ميدادم ديدني بود. پسر ها كه ساكت نشسته بودن گوش مي كردن . ولي خانم ها ، خود استاد كه با جديت تمام بحث رو پي گيري مي كرد ، بعضي از دوستان خجالت مي كشيدن ، بعضي ها خيلي (مثلا) بي تفاوت و جدي بودن و بعضي ها هم لبخند مي زدن (مخصوصا اونجا كه روي عكس راديولوژي از سينه تمركز كرده بودم ) . تا حالا يه همچين مبحثي ارائه نكرده بودم و برخورد بچه ها برام جالب بود .
بماند . در هر صورت من كه هنوز درس خوندن رو شروع نكردم و فقط دارم به كارهاي عقب مونده مي رسم. تا خدا چي بخواد
نتيجه گيري :
نتيجه اخلاقي : آدم بايد امانت دار و خوش قول باشد
نتيجه سياسي : همه مديران به فكر زيردستان هستند؟؟؟
نتيجه ديني : الذين (مومنون) هم لاماناتهم و عهدهم راعون
نتيجه هنري : بعضي جزوه ها مثل ثابلوي شام آخر هستن !
نتيجه اجتماعي : ارائه بعضي مطالب در اجتماع موجب برخورد هاي متفاوت مي شود.
نتيجه تاريخي : هميشه آدم ها براي چيزهاي مهم اعدام نمي شدند.
نتيجه پزشكي : بعضي از مباحث پزشكي ضايع هستن
نتيجه گروهي : گروه كامپيوتر متحول مي شود!!!!
اميدوارم كه همگي تو امتحانات موفق باشيد
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی ۱۳۸۵ ساعت 1:21 توسط علي
|