به پيشواز مي روم ، شايد منتي بر سر خدا كه پيشواز مستحب است. الهم اني اسئلك .... و اين ماه رمضان است . سحر را به همت مادر كه بي چرايي شب را به صبح در تكاپوي سحري است غذا مي خوريم . 15 دقيقه تا اذان صبح باقيست . تند تر و تند تر ، قرار است روزه بگيرم . آب را هم روي غذا قربة الي الله سر مي كشم . شايد تا ظهر نياز نشود . رمضان است و تا ظهر بايد خواب بود، خواب مومن روزه دار ثوب دارد  ، و باز ثواب هايي كه به كيسه ي من مي ريزند. نماز ظهر است ، روزه داري امانم را برده است و نماز را اوسط وقت هم مي توان خواند . شيطان ترانه اي را زمزمه مي كند «hallelujah , temptations are here» و اين را دي برگ مي خواند . روز رهسپار خانه ي ديگر است ، ساعت كند كند راه مي رود ، خدايا افطار ... . و اذان را مي گويند . نماز ظهر را غروب خواندم و نماز مغرب را در اوسط وقت هم مي شود خواند . الهم لك صمت ... و اگر اين نبود كه همين را هم از خود دريغ مي كردم ، و عليك توكلت ، تا فردا را چطور به افطار برسانم و تقبل مني ، انك انت السميع العليم ، و ترسي هم ندارد .
قرآن را فردا هم مي توان خواند و دعا هم كه سر افطار خوانده ام . خدايا ظهور امام زمان را برسان ، بيايد تا كارهايي را كه ما امر مي كنيم انجام دهد ، و در فرجش تعجيل بفرما ، تا در زندگيمان فرجي شود . و صلواتي هم مي فرستم تا خدا حتما بشنود و پشت گوش نياندازد . يادم هست كه با منت خدمت خسران است اما مگر منت هم در كار ما وارد شده كه ترسي به خود راه بدهم . شايد آنجا كه گفت انك لا تخلف الميعاد ، وعده هاي جنات تجري من تحت الانهار و حور مقصورات في الخيام را گفته است و گرنه ما كه براي او روزه مي گيريم را با ظل من يحموم مصاحبتي نيست تا ميعادي باشد .
شب هاي قدر را قدري است از جانب قدير تا مقدرات را تقدير كنند و قدر معلوم را اعلام نمايند . شب را خوابيدم كه محل سكونت است و خواب مومن هم ثوابي مضاعف است.
ماه رمضان است و گناه كردن شايسته ي روزه دار نيست . غير روزه داران هم كه گناه مي كنند بايد ناراحت شد. اگر مسافري خسته آبي خورد و زني كه به امر خدا معاف از رزم بود دهاني تر كرد بايد كه نهي از منكرش كنم كه هم خير دنيا و آخرت دارد و هم از حس روزه داري كمي خوش حال خواهم شد. ثواب هم دارد .
و حال ، نماز عيد را خوانده ام . الهم اهل الكبرياء و العظمه و اهل الجود و الجبروت و اهل العفو و رحمه ... جالب است كه همه صفاتي هديه ي رحمان در وجود چون مني ناچيز كه در ماه رمضان نمايان ساختم و خود را به آنها آراستم . دوستي گفت: «ايمان سنج نداريم» ، اطمينان دارم كه ايمانم تكميل است . حب علي و اولادش را هم كه دارم ، خدا را شكر، از فردا روزه نمي گيرم .
ماه رمضان ديگري اگر آمد و من نبودم ، سلام مرا برسان و بگو همان قبلي كافي است .